تبليغاتX
عدالتخانه همدان
از شورای سیاست زده تا قحط الرجال برای شهرداری 
هوالمحبوب

پیش نوشت:
اگر خاطرتان باشد درگذشته در مورد اوضاع نا به سامان شهرداری همدان و خالی بودن کرسی شهرداری مطالبی نوشته بودم اما انگار این مسئله پایانی ندارد و قرار نیست که برای شهر همدان شهردار انتخاب شود به همین خاطر تصمیم گرفتم که باز هم مطالبی را هرچند کوتاه به آقایان مسوولین گوشزد کنم باشد که به سمع ونظرشان برسد:

سال قبل که سومین شورای شهر توسط مردم انتخاب شد ترکیب بیرون آمده حکایت از آن داشت که پیروزی با ائتلاف اصولگرایان بود و پیشبینی میشد که بدون کمترین مشکلی شهرداری از طیف اصولگرایان به استانداری معرفی شود که با توجه به منش دولت اصولگرا مشکلی برای تایید وجود نداشت اما...

  بگذارید به روند انتخاب شهردارهای منتخب وغیر منتخب شورا اشاره کنم وعلت انصراف یا عدم تایید انها را بیان کنم و قضاوت با شما:

۱-دکتر عراقچی استاد دانشگاه بوعلی: برنامه ی ایشان تحول اساسی در سیستم شهرداری بود به طوری که در برنامه های خود اعلام کرده بود که همه ی مسوولین فعلی شهرداری را کنار خواهد گذاشت و به همین دلیل بود که اعضای شورا ایشان را انتخاب نکردند   
۲-فتح اللهی شهردار سابق تبریز :ایشان وقتی باند بازی واعمال فشار شدید دوستان در شورا ٬استانداری و خارج از این دو را دید خود استعفا داد ودلیل خود را هم سیتره ی باند های قدرت بر شورا دانست
۳-تبریزی رییس سابق سازمان همیاری شهرداری ها:ایشان به دلیل اینکه با باند فعلی قدرت در همدان هماهنگ نبود کنار گذاشته شد ورد صلاحیت شد(البته شنیده شده که در مورد رد صلاحیت ایشان گفته اند که جناب تبریزی در زمان جوانی بادختر خانمی رابطه داشته وبه این دلیل رد صلاحیت شده اند!!!)                    
۴-صبری شهردار فعلی منطقه ی ۱۶ تهران:ایشان همانطور که قبلاً گفته شد به دلیل اینکه با استانداری هماهنگ نبود رد صلاحیت شد(به دلیل اینکه ایشان در زمان احمدی نژاد و قالیباف شهردار بوده و دلیل موجهی برای رد صلاحیت ایشان وجود نداشت جناب عابدی معاون امنیتی استاندار از همکاران قبلی خود در اداره ی اطلاعات مدد گرفت و ایشان را از این طریق رد صلاحیت کردند البته شنیده شده مسایل دیگری هم دخیل بود مانند ندادن مجوز و تراکم غیر قانونی به وزارت اطلاعات در تهران).      
۵-صوفی رییس سازمان عمران :شورای شهر وقتی از تایید موارد قبل نا امید شد و مطمئن شد که استانداری جز گزینه ی مورد نظر خود کسی راتایید نخواهد کرد جناب صوفی را به عنوان شهردار به استانداری معرفی کرد و استانداری هم که به گزینه ی مورد دلخواه خود رسیده بود سریعاً درخواست ایشان را با اعلام  تایید به وزارت کشور جهت تایید وزیر کشور فرستاد و همه تقریباً صوفی را به عنوان شهردار شناخته بودند اما...
 اما دوستانی که متاسفانه از مسوولین ستاد تبلیغاتی احمدی نژاد در همدان بودند و بعد از آن با ایجاد لابی واعمال نفوذ سوار بر مسائل استان شده اند مستقیماً از مرکز فشار آورده و با اعلام اینکه جناب صوفی در زمان انتخابات ریاست جمهوری در ستاد هاشمی فعال بوده ایشان را رد صلاحیت کردند و وزیر کشور حکم جناب صوفی را امضا نکرد و اینچنین است که همدان همچنان بی شهردار مانده...          

حال روی سخنم با منتخبین شورای شهر همدان:دوستان شورا مگر قحط الرجال آمده کجایند آن ۳۵ گزینه ای که از آن یاد میکردید البته حسن انتخاب شما!!! به جز مورد یک ودو!!! برکسی پوشیده نیست. 
بارها دیده وشنیده ام که در محافل خصوصی از باندهای پشت پرده در همدان گلایه مندید و معترضید که این لابی های پشت پرده شما را از انتخاب شهردار باز نگاه داشته اما مسئله ای که ذهن مرا به خود مشغول ساخته این است که اگر شما به این میز و به این پست وابسته نیستید چرا این موضوع را برای عموم مردم بازگو نمیکنید و افشاگری نمیکنید؟ البته اگر حسابتان پاک است و همچنین اگر جرات وجسارت دارید.
بنده و ظیفه ی خود دیدم از این تریبون کوچکی که در اختیار دارم مطالبی را جهت اطلاع عموم و به نوعی امر به معروف کنم باشد که تاثیرگذار باشد.

پی نوشت:
۱-با عرض پوزش از اینکه دیر می آپیم مثل گذشته ها زندگی خرج داره
۲-شنیدنیه دعوای این سیاسیون و اینکه برا تصاحب یه کرسی چه کارا که نمیکنن اگه عمری باقی بود و حالی مواردیش رو میارم اینجا
۳-دوستان غیر همدانی ببخشند اگه این مطالب زیاد به درد شون نمیخوره بالا خره یه وظیفه ای داریم و حداقل باید به اسم وبلاگ ادای دینی بکنیم که
۴-مثل همیشه دست حاج مهدی.م درد نکنه
۵-شب های قدر یه اسومس جالبی برام آمده بود که برا شما میفرستم: تو این شبا اگه بارونی گرفت به فکر بیابان دل ما هم باش.
یاحق/
 

|+|
نوشته شده توسط صدرا علی پور در سه شنبه 17 مهر1386 و ساعت 0:18
به نام کدام پدر؟ 
هوالمحبوب
تقدیم به مهدی٬رضا٬زهرا و...که بیست سال واندی است که زندگی کرده اند نبودن پدر را و هنوز هم سخت میدانند شهادت پدر را:
دوباره هفته ی دفاع مقدس شد و به یاد شما افتادم
دوباره هفته ی دفاع مقدس شد و به یاد شما افتادند
دوباره هفته ی دفاع مقدس شد و مسوولین عکس یادگاری میگرند با مزار پدرانتان
و دوباره صف کشیده اند انگار تا تجلیل کنند از مقام شامخ پدرانتان با دسته گل و هزار دروغ که...
دستم به نوشتن نمی رود فقط این شعر زیبا:

کسی به جنگ نخواهد رفت ، زمان زمانه ی سابق نیست
پدر بزرگ چنین می گفت ، پدر بزرگ منافق نیست

سکوت بغض شد و پیچید ، میان تنگی قلیانش
صدای قل قل قلیان هست ، صدای نم نم هق هق نیست

سکوت اشک شد و جاری ، میان چشم عروسش شد
عروس بیوه باباجان ، که اهل شکوه و نق نق نیست

دوباره مادر بیچاره ، نشست و گیج شد و مبهوت
موافق است ! مخالف نیست ! مخالف است ! موافق نیست !

سکوت قاب شد و لبخند ، شهید تازه جوانی شد
پدر بزرگ چرا دق کرد !؟ پدر که آینه ی دق نیست !

نفاق و غصب و تبانی هست ! نگو که نیست ! گرانی هست !
نشانه هست ! نشانی هست ! نیاز حجت و منطق نیست

جواب ساده و کافی بود ، شنیده ایم ز
BBC
شما چرا پدرم !؟ مؤمن ، که بوق کافر و فاسق نیست

جوان مسجدی ِ پرشور ، مثال طلحه برایش زد
پدر بزرگ منافق شد ! دلش مطیع حقایق نیست

خدا به خیر کند آقا ! پسر شهید و پدر .... افسوس !
خود شهید لیاقت داشت ، پدر دریغ که لایق نیست !

در انقلاب کتک خورده !؟ شهید داده که داده ! به ( ... )
ملاک حال همین آقاست ! به افتخار و سوابق نیست ....

سرم به کار خودم مشغول ، به علم و عشق و هنر ! ول کن !
مزخرفات ! جدل ! دعوا ! بگو که حیف دقایق نیست !؟

نگاه عکس به من خیره ، شبیه چایی باباجان
گرفته ، تلخ ، سیه ، سنگین ، سکوت کرده و ناطق نیست

... سکوت رود شد و بیسیم ، خروش موج تو را آورد :
در این محاصره نیرویی ، برای حفظ مناطق نیست ...

سکوت صخره شد و حاجی ، شکست موج کلامت را
به جان فاطمه ی زهرا ، شکست در سر عاشق نیست

... و شهر حفظ شد و حالا ، فضای سبز قشنگی هست
که داغ چند شقایق هست ! که اسم چند شقایق نیست !

تو علم و عشق و هنر داری ، برای جنگ جگر داری
تو که سکوت ! تو که فریاد  ! نگو که چشم تو صادق نیست

نهنگ ساحلی بابا ! کلک نزن پسرم ! برخیز !
مسیر غرق شدن در عشق ، به جز شکستن قایق نیست

پی نوشت:
۱-این شعر متعلق به عین القضات(البته از نوع اصفهانیش)
۲-شاید این شعر و زیاد نپسندید وشاید با ربط ندونید ولی باید بگم اونی که باید بپسنده پسندیده
۳-التماس دعا و به قول دوستان با اسم
۴-شروع به کار وبلاگ یک بچه شهید

۵-حاج مهدی فرمودند تیترو تغییر بده ما هم گفتیم چشم البته این تیتر جدید از سر عصبانیت نبود
ضمناً استدلال دوستان غلط بوده

یاحق/

|+|
نوشته شده توسط صدرا علی پور در سه شنبه 3 مهر1386 و ساعت 14:34